رابرت آنسون هاینلاین
از دانشنامهی علمی-تخیلی و فانتزی
| رابرت ا. هاینلاین | |
|---|---|
| تکچهرهی رابرت هاینلاین | |
| تولد | رابرت آنسون هاینلاین ۷ ژوئیه ۱۹۰۷ |
| مرگ | ۸ مه ۱۹۸۸ |
| ملیت | آمریکایی |
| حرفه | نویسنده، مهندس |
| عصر نويسندگی | عصر طلایی |
| سبکها | علمی-تخیلی سخت |
| آثار مهم | غریبهای در سرزمین غربت |
رابرت آنسون هاینلاین یا Robert Anson Heinlein (۷ ژوئیه ۱۹۰۷ – ۸ مه ۱۹۸۸) نویسندهای آمریکایی و از پیشگامان سبک علمی-تخیلی سخت بود. او همچنین آثاری هم در ژانر فانتزی دارد.
وی به همراه آیزاک آسیموف و آرتور چارلز کلارک، از بزرگترین نویسندگان علمی-تخیلی در دوره طلایی این سبک شناخته میشود. او در ۸ می۱۹۸۸ در اثر اتساع مجاری تنفسی در اثر تراکم هوا و ایست قلبی، در خواب درگذشت. در این زمان در حال نوشتن ششمین رمان خود در دوره آخر با نام «زمین اسطورهای» بود.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] سبک کار
به دنبال خط مشی خود در نقش «بزرگ و شیخ علمیتخیلی نویسان» ، او استاندارد بالایی برای بخش علمی و مهندسی داستانها به وجود آورد که همعصران او قدرت رقابت با آن را نداشتند. هاینلاین اولین علمیتخیلی نویسی بود که با داستانهای بی زرق و برق خود، جریان فکری غالب بر روزنامههایی چون The Saturday Evening Post را در اواخر دهه ۱۹۴۰ شکست. همچنین یکی از نویسندگانی بود که داستانهای بلند علمیتخیلی او در دههی ۱۹۶۰ فروش خوبی داشت.
تم کلی حاکم بر داستانهای هاینلاین «اجتماعی» است، همچنین داستانهای او شامل مواردی از جمله فردگرایی، آزادی خواهی، مذهب، ارتباط بین عشق جسمی و ذهنی و روابط حاکم بر خانوادههای غیر رسمی میشدند. نگاه و رویکرد سنت شکن او که باعث به وجود آمدن این مفاهیم شده بود، به طور گستردهای در آثار او قابل مشاهدهاست.
بسیاری از رمانهای او جنجالهای بسیاری به پا گردند. داستان سال ۱۹۵۹ او، «سواران کشتی فضایی» در دیدگاه برخی نوعی روایت از «فاشیسم» بود. رمان سال ۱۹۶۱ او، «غریبهای در سرزمینی غریب» او را در نقش غیر قابل انتظار پیشرو زمینههای انقلاب جنسی و فرهنگسازی جدید نشان داد.
زبان انگلیسی بسیاری از کلمات را وامدار هاینلاین است. از جمله grok که به معنای «فهمیدن چیزی آن چنان درست، که بخشی از وجود مشاهده گر شود» است. در طول زندگی و از زمان آغاز اولین کارهای خود در دهه ۱۹۳۰ میلادی، او تاثیر عمیقی روی سایر نویسندگان داشت که هر کدام با درجهای از موفقیت سعی در رقابت داشتند. این کار هاینلاین نشات گرفته از مهارت بدون تلاش او در آمیختن مفهومهای نظری و هنرهای داستان گویی بود.
[ویرایش] آثار
[ویرایش] کارهای اولیه (۱۹۳۹- ۱۹۶۰)
اولین کتابی که هاینلاین نوشت، «زندگی برای ما: نمایشی خندهدار از آداب و رسوم» در سال ۱۹۳۹ تا پس از مرگش چاپ نشد، اما بعداً رابرت جیمز آن را در سال ۲۰۰۳ منتشر کرد این داستان گر چه رمان موفقی نبود، اما به خوبی جریان فکری هاینلاین را که به انسان به عنوان «حیوانی اجتماعی» فکر میکرد و به «آزادی عشق» معتقد بود، به خوبی نشان میدهد.
بعد از این داستان، او شروع به نوشتن رمانهایی کرد که بیشتر به تاریخ آینده میپرداختند مجموعهی «مردی که ماه را فروخت» بر همین اساس یک خط زمانی بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۲۶۰۰ را نشان میدهد که سرشار از شخصیتهایی با خصوصیات فکری و ذهنی هاینلاین بودند تاریخ کامل آیندهی او در دو جلد خلاصه شد «گذشته از میان فردا» و «یتیمان آسمان» نویسندگانی چون لری نیون داستانهای خود را بر پایه آیندهای که او تصور کرده نوشتهاند.
در «راه حل بد» آیندهای که او پیش بینی میکند از این قرار است: «آمریکا موفق به ساختن بمب اتم میشود و آن را برای نابود کردن یک شهر آسیایی به کار میگیرد» در دنیای واقع همین اتفاق در جریان جنگ جهانی دوم افتاد و باعث پایان جنگ و شروع رقابت سرد بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی شد اما در داستان هاینلاین، جنگ دومی شروع میشود که برندهی آن آمریکا است و این کشور قدرت نظامی خود را در سر تا سر جهان گسترش میدهد.
اولین رمان چاپ شده هاینلاین، «موشک گالیله» به دلیل این که دستیابی انسان به ماه را تا مدتهای مدیدی بعید میشمرد، ناشری پیدا نمیکرد اما هاینلاین عاقبت موفق شد با یک انتشارات قرارداد ببندد و هر زمستان یک کتاب چاپ کند از این راه او موفق شد تا تعداد زیادی از آثار خود را به نشر برساند.
انتشارات او بیشتر علاقه داشت تا کتابهایی برای جوانان را منتشر کند به همین علت در برههای از زمان هاینلاین داستانهایی مینوشت که برای این سنین مناسب باشد او از بچههایی میگفت که بر ضد معلمان خود شورش میکردند و مسئولیت خود را تنهایی به عهده میگرفتند.
اما کتابهایی که او مینوشت برای بزرگسالان هم مناسب بود از جمله «سیارهی سرخ» که به دلیل داشتن عواملی، بیشتر مورد توجه بزرگسالان قرار گرفت تا نوجوانان داستان «سیارهی سرخ» به علت داشتن موارد زیاد جنسی که برای کودکان مناسب شمرده نمیشد، ویراستاری بزرگی را از سر گذراند هاینلاین از این امر آگاه و در عین حال خوشحال بود که داستانهای او شامل مواردی میشوند که در سایر داستانهای علمیتخیلی مخصوص نوجوانان به چشم نمیخورد.
کتاب ستاره خاموش را نیز در همین دوران نوشت که از جمله کتب بزرگسالان او محسوب می شود.
آخرین رمان نوجوانانهی او «سواران کشتی فضایی» بود که هاینلاین در طی داستان آن، مترصد جواب دادن به سیاستهای آمریکا در اولین آزمایشهای بمب هستهای بود کتاب معتقد بود که نباید سربازگیری اجباری وجود داشته باشد در عوض حق رای باید تنها به کسانی داده میشد که دو سال خدمت خود برای دولت را گذرانده باشند.
[ویرایش] کارهای میانی (۱۹۶۱ – ۱۹۷۳)
بین سالهای ۱۹۶۱ (غریبهای در سرزمینی غریب) تا ۱۹۷۳ (زمان برای عشق کافی است)، هاینلاین داستانهای سرشار از شاخصهای نظری و کاملاً رسیده خود را نوشت در این دوره او عقاید خود در مورد فردگرایی، آزادی خواهی و عشق جسمی و ذهنی را وارد رمانهای خود کرد.
تفاوتهای عمدهی آثار این دوره با دورهی قبل کاملاً نشان میداد که او در دهه ۱۹۵۰ معتقد بود که خوانندگان هنوز آمادگی عقاید او را ندارند او داستان «غریبهای در سرزمینی غریب» را تا مدتها پس از نوشتن آن به همین علت چاپ نکرد و دلیل عمدهی منتشر نشدن اولین داستان او یعنی «زندگی برای ما: نمایشی خندهدار از آداب و رسوم» نیز همین امر بود همچنین داستان «ماه یک معشوقهی خشن است» که به نظر بسیاری بهترین رمان اوست، دربارهی جنگ قمرها برای به دست آوردن آزادی فردی خود در قالب یک جمهوری جدید بود که همین خصوصیات را داشت.
گرچه تا این دوران هاینلاین داستانهای بلند و کوتاه زیادی نوشته بود، اما از این زمان به بعد شروع به نوشتن داستانهای فانتزی هم کرد اولین رمان فانتزی او «جادهی شفاف» بود و در «غریبهای در سرزمینی غریب» و «دیگر از شیاطین نخواهم ترسید»، او عوامل علمیتخیلی سخت را با فانتزی در هم میآمیخت.
[ویرایش] کارهای پایانی (۱۹۸۰ – ۱۹۸۷)
پس از وقفهای هفت ساله در انتشار آثار او به دلیل بیماری، او پنج رمان دیگر از سال ۱۹۸۰ (تعداد دیوان) تا سال ۱۹۸۷ (دریانوردی در ماورای طلوع) نوشت این کتابها آخرین نشانهها از اعتقادات او در مورد جریان زندگی و افراد بودند و جنجال بزرگی بین هواداران او به پا کردند.
هر چهار جایزه هوگو را هاینلاین قبل از این دوره به دست آورده بود برخی معتقدند که داستانهای این دوره او به خوبی رمانهای قبلی نبودند و این تغییر را هم به بعد از سکته او در سال ۱۹۷۷ مربوط میکردند کتابهای هاینلاین در دهه ۱۹۸۰ فروش خوبی داشتند، علی رغم این که شاخصهای نقادی خوب را نداشتد و با آثار قبلی او بسیار تفاوت میکردند.
بسیاری از این کتابها، مانند «تعداد دیوان» و «گربهای که روی دیوارها راه میرفت» در شروع داستان پایهای بسیار محکم داشتند اما در انتها به دام فلسفه بازیهای فانتزی میافتادند «شغل: نمایشی مضحک از قضاوت» یک هجو آشکار از انجیل مسیحی بود و به داستان کوتاه او در سال ۱۹۴۲، یعنی «اعتراف ناخوشایند جاناتان هوگ» بر میگشت مانند شغل، «جمعه» نیز به سه داستان دیگر او در این دوره مقید نبود اما در مقابل، به داستانی کوتاه در سال ۱۹۵۳ به نام «گرداب» بر میگشت.
[ویرایش] آثار منتشر شده پس از مرگ
چهار کتاب هاینلاین پس از مرگ او چاپ شدند «زندگی برای ما» که جزء اولین آثار او بود، «نالههایی از گور» در ۱۹۸۹ که مجموعهای از نامههای ارسال شده بین او و ویراستار و منشی خود بود، «صدای پای سلطنتی» در ۱۹۹۲ که سفرنامهای بود از سفر هاینلاین به جنوب همپشایر در ۱۹۵۰ و کتابی تحسین شده به نام «سرود آمرزش مردگان» که شامل داستانهای کوتاهی میشد که هرگز به چاپ نرسیده بودند کار پنجمی نیز به نام «ستارهی درخشان رابرت ا هاینلاین» توسط نویسندهای به نام «اسپایدر رابینسون» که ادعا میکرد تحت تاثیر هاینلاین قرار گرفتهاست تهیه شد که قرار بود این کتاب در اکتبر ۲۰۰۶ برای انتشار آماده باشد.
[ویرایش] خدمات
هاینلاین در طول عمر خود ۳۲ داستان، ۵۹ داستان کوتاه و ۱۶ مجموعه داستان منتشر کرد. وی همچنین یک بار مجموعهای منتخب از داستانهای علمیتخیلی سایر نویسندگان را گردآوری کرد. چهار مجموعه داستان، سه کتاب غیر علمیتخیلی و دو مجموعه شعر از او نیز بعد از مرگش به چاپ رسید.
هاینلاین همواره نامی میان آسیموف و سی.کلارک بود که به ادعای برخی، این سه، بزرگان علمیتخیلی نویس را در دوره طلایی این کتابها تشکیل داده بودند.
او عقاید و مواردی را به همراه علمیتخیلی وارد دنیای نویسندگی کرد که این هنر را بسیار زیباتر از گذشته کرد. اولین کسی بود که علمیتخیلی را در قسمت سخت مورد بررسی قرار داد و با استفاده از معلومات خود در زمینهی مهندسی، شاخهی علمیتخیلی سخت را به شکوفایی رساند.
بسیاری از نویسندگان علمیتخیلی و فانتزی تحتتأثیر او قرار گرفتهاند. از جمله تام کلانسی، جان رینگو، اریک فلینت و دیوید وبر.
او اکتشاف در فضا را از یک رویا به حد یک امکان رساند و جنگ سرد را قبل از وقوع آن پیش بینی کرد. داستانهای او در روزنامهها چاپ میشدند و همگان امکان دسترسی به نوشتههای او را داشتند.
بسیاری از ستاره شناسان در آمریکا دوران نوجوانی خود را با کتابهای او گذرانده بودند. به همین دلیل بعد از مرگ او، دهانهای آتشفشانی را در مریخ به اسم هاینلاین نامگذاری کردند. همچنین در زمانی که تمام چشمها به تلوزیون دوخته بود تا ورود آرمسترانگ به ماه را نظاره کنند، هاینلاین مهمان افتخاری والتر کرونکیت بود.
[ویرایش] افتخارات
دهانهای روی مریخ را به افتخار او، «هاینلاین» نامگذاری کردهاند. هاینلاین ۴ بار جایزهی هوگو و سه بار نیز جایزهی ریترو هوگو را برنده شد. از مهم ترین عناصر داستانهای او میتوان به فردگرایی، آزادیخواهی، مذهب و عشق جسمی و ذهنی اشاره کرد. وجه شاخص آثار هاینلاین تمایلش به نظامیگری است.
[ویرایش] آثار مهم
- ستاره خاموش
- شهروند کهکشان
- مردی که ماه را فروخت
- گذشته از میان فردا
- یتیمان آسمان
- راه حل بد
- موشک گالیله
- سیارهی سرخ
- جنگاوران اخترناو
- غریبهای در سرزمین غربت
- ماه یک معشوقه خشن است
- جاده شفاف
- دری به تابستان
- هیولایی از فضا
- جمعه
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منبع
[ویرایش] پیوند به بیرون
- صفحهی طرح درونمایهی رابرت هاینلاین در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان داستان کوتاه «آنها» توسط «علیرضا قسمتی» در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان داستان کوتاه ««--و او يك خانهي خميده ساخت--»» توسط «امير سپهرام» در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان داستان کوتاه «عمل موفقيتآميز» توسط «اميرسينا همايوني» در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان داستان کوتاه «خط زندگی» توسط «روزبه کاشانی» در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان داستان کوتاه «همهی شما زامبیها» توسط «مهدی بنواری» در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان مقاله «زندگینامهی رابرت هاینلاین» توسط «کارلوس آنجلو/برگردان شیرین سادات صفوی» در آکادمی فانتزی
- پیوند به برگردان مقاله «نویسندگی در ادبیات گمانهزن» توسط «رابرت هاینلاین/برگردان بهزاد قدیمی» در آکادمی فانتزی

