گولوم

از دانش‌نامه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن
پرش به: ناوبری، جستجو
گالوم
تصویری از گالوم
تولد
حدود ۲۴۳۰ دوران سوم
مرگ
۲۵ مارس ۳۰۱۹ ۲۵ مارس ۳۰۱۹
جنسیت مذکر
گروه
نژاد
موقعیت روانیون
طرفدار هیچ فرقه‌ی خاصی نیست.
معرفی کتاب هابیت
خویشاوند(ان) ده‌آگول
حلقه(ها) حلقه‌ی یگانه

گالوم یا Gollum یک شخصیت خیالی است که توسط پرفسور ج. ر. ر. تالکین خلق شده‌است. او ابتدا در کتاب هابیت معرفی شد و سپس در سه گانه‌ی ارباب حلقه‌ها تبدیل به شخصیتی محوری گشت.

گالوم هابیتی از نژاد استور است و در منطقه روانیون،در حوالی رود آندوین خروشان به دنیا آمد. نام ابتداییش «اسمیگل» (سمه‌آگول) بود،به دلیل صدایی که از گلویش خارج می‌کرد گالوم نامیده شد. به زبان غربی او را «تراهالد» می‌خواندند.

تاریخ تولدش نامعلوم است،اما می‌دانیم که در دوران سوم بوده و تاریخ مرگش،۲۵ مارس ۳۰۱۹ همان دوران بود.طول عمر او به دلیل در اختیار داشتن حلقه‌ی یگانه، بسیار بیشتر از همنژادانش بود. او عاشق حلقه‌ی یگانه بود و حلقه او را بنده خود کرده بود. پس از دست دادن حلقه ۷۶ سال به دنبال یافتن آن آواره شد.

محتویات

پیش از هابیت

در کتاب یاران حلقه توضیح داده شده‌است که گالوم ابتدا نامش اسمیگل بوده‌است، عضوی از یک جامعه منزوی از هابیت‌های استور اولیه. او سال‌های ابتدای زندگی خود را در میان خانواده بزرگ خود،که تحت امر مادربزرگش بود گذراند.

در سال ۲۴۶۳ دوران سوم، اسمیگل چهارمین حامل حلقه پس از سائورون(سارون)، ایزیلدور و ده‌آگول (یکی از خویشاوندانش) شد. در روز تولد اسمیگل، او و ده آگول برای ماهی گیری به گِلَدن،واقع در شمال لوتلورین رفتند.در آنجا بود که یک ماهی بزرگ ده آگول را به اعماق آب کشید و او حلقه‌ای طلایی را پیدا کرد.اسمیگل پیشنهاد کرد که ده آگول حلقه را به عنوان هدیه‌ی تولد به او بدهد و پس از مواجه شدن با مخالفت ده آگول، گلویش را فشرد و خفه اش کرد. اسمیگل به سرعت تحت تاثیر حلقه قرار گرفت و از آن برای دزدی و جاسوسی استفاده کرد.او به زودی از خانواده اش طرد شد و مجبور شد که خانه‌ای در یک غار در کوههای مه آلود بیابد.

از تاثیر حلقه، در بدن هابیتی او انحنا به وجود آمد و در افکارش تاثیر گذاشت و عمرش را به طور غیر طبیعی طولانی کرد. او حلقه را عزیز خود و هدیه تولدش می‌خواند. این آخری توجیهی بود بر قتل ده آگول، جنایتی که برای تمام زندگی او را آزار داد.

او بیش از ۴۰۰ سال در کوه‌های مه آلود مخفی شد، با قایق کوچکش ماهی شکار می‌کرد و خام می‌خورد. همچنین اورکهای کودک و نوجوانی که خیلی از خانه دور می‌افتادند را هم شکار می‌کرد. (احتمال دارد تالکین نظرش در مورد شکار اورک‌ها را بعد از هابیت عوض کرده باشد). او از غذاهای الفی متنفر بود. پس از سالها، چشمان او با تاریکی سازگار شده بود، تاکین چشمان او را به چراغی با نور ضعیف و کم نور تشبیه کرده‌است که هنگام آرامش زرد رنگند و وقتی هیجان زده شود سبز می‌شوند.

در طول قرن‌هایی که زیر نفوذ حلقه بود، او به موجودی دوشخصیتی بدل شد. اسمیگل طرف مثبت او بود که هنوز خیلی ضعیف چیزهایی مثل دوستی و عشق را به او یادآوری می‌کرد. در طرف بد، گالوم قرار داشت که بنده‌ی حلقه بود و هر که را که قصد برداشتن حلقه را داشت می‌کشت. این دو شخصیت متفاوت اغلب با هم به مجادله برمی‌خیزند و گالوم با خودش صحبت می‌کند. بین خودش و حلقه یک رابطه‌ی عشق/نفرت داشتند.

هابیت

در جولای ۲۹۴۱ دوران سوم،بیلبو بگینز، هابیت سرگردان به دریاچه‌ی محل زندگی گالوم می‌رسد و تصادفاً حلقه را می‌یابد. در واقع بهتر است بگوییم که حلقه خودش گالوم رو ترک کرد. چنان که بعدها گندالف گفت ترک گالوم با تمایل حلقه بوده که سعی می‌کرد خود را دوباره به دست سارون برساند. پس از بازی معروف معما و شکست گالوم با تقلب بیلبو، گالوم(که از دزدیده شدن حلقه خبر نداشت) نقشه کشید که بیلبو را بکشد و راه خروج را به او نشان ندهد (شرط معما بود)، ولی وقتی با جای خالی حلقه مواجه شد،دیوانه‌وار به سمت بیلبو برگشت تا او را بکشد و حلقه اش را باز پس گیرد. اما بیلبو فرار کرد. گالوم می‌گریست و می‌گفت: «دزد! بگینز دزد! ما از اون متنفریم، ما از اون متنفریم، تا ابد از او متنفر خواهیم بود.»

در کتاب هابیت نخستین،گالوم مثل ارباب حلقه‌ها رنجور و ضعیف نبود یا چنان تعلق خاطر شدیدی به حلقه نداشت. اما تالکین در ویرایش‌های بعدی، این توصیفات را تغییر داد و حلقه را دارای قدرت نشان داد.

دروغی که بیلبو به دورفها و گندالف گفت در ویرایش‌های بعدی وارد شد.

ارباب حلقه‌ها

یاران حلقه

یاران حلقه ، اولین جلد از کتاب‌های ارباب حلقه‌ها ،گالوم را عضوی از یک شاخه‌ی منزوی از هابیت‌های استور اولیه معرفی کرد که پیشتر اسمیگل نامیده می‌شد.او سال‌های اولیه‌ی زندگیش را با خانواده‌ی پرجمعیتش که تحت سرپرستی مادربزرگش اداره می‌شد به سر برد.در روز تولد اسمیگل،او و خویشاوندش ده‌آگول برای ماهی‌گیری به دشت‌های گلادن واقع در شمال لوتلورین رفتند.در آنجا، ده‌آگول پس از کشیده شدنش توسط ماهی به درون آب حلقه را یافت.اسمیگل آن را به عنوان هدیه‌ی تولدش طلب کرد و ده‌آگول را به خاطر رد کردن درخواستش خفه کرد. اسمیگل از حلقه برای دزدی، جاسوسی و دشمنی با دوستان و اقوامش استفاده کرد. مردمش او را به «گالوم» ملقب کردند و او را طرد کردند.تحت تاثیر حلقه،به غاری عمیق در کوه‌های مه‌آلود انزوا جست.تاثیر حلقه بدن و ذهن او را خم کرد و باعث شد که طول عمرش فراتر از حد همنوعان دیگرش بشود.او حلقه را «عزیز» خود و «هدیه‌ی تولد خود» می‌خواند؛آخری توجیهی بود برای کشتن ده‌آگول،جنایتی که گالوم را تسخیر کرد. گالومپس از از دست دادن حلقه، کوهستان را در تعقیب بیلبو ترک کرد اما به مسیر اشتباه رفت. او به سمت مرزهای موردور رفت، جایی که به عنکبوت هیولاوش،شلوب برخورد کرد و جاسوس او شد، او را پرستید و برایش غذا فراهم کرد.سرانجام توسط نیروهای سارون دستگیر و شکنجه شد، اما تنها کلماتی که از زیر زبانش خارج شد«بگینز» و «شایر» بود.اقرار او ارباب تاریکی موردور را از موجوداتی به نام هابیت‌ها و خانواده‌ی بگینز آگاه کرد. او آزاد شد، اما به زودی دوباره توسط گندالف و آراگورن دستگیر شد، که از او درباره‌ی‌ حلقه تحقیق کردند و او را در حصار الف‌های جنگلی سیاه‌بیشه مستقر کردند.او از حبس گریخت و به سمت موریا رهسپار شد. گالوم شروع به تعقیب یاران حلقه در موریا نمود، و فرودو بگینز (عموزاده و وارث بیلبوی منفور، و همینطور حامل حلقه) صدای او را شنید و حضورش را متوجه شد. گالوم تعقیب را تا مرزهای لورین ادامه داد.سپس تعقیب را پس از ترک لورین و در تمام راه تا رسیدن به رائوروس ادامه داد، سپس فرودو و سام را در عبور از امین مویل تعقیب کرد، جایی که آن دو مصیبت‌دیده مسیرشان را به سمت موردور آغاز کردند.

دو برج

در دوبرج ، هابیت‌ها در امین‌مویل در حالی با گالوم مواجه شدند که کم مانده بود سام را خفه کند، اما فرودو او را با شمشیر الفیش استینگ که پیشتر به بیلبو تعلق داشت مطیع خود کرد. فرودو برای کنترل گالوم یک طناب الفی را دور قوزک پایش بست که این طناب باعث ایجاد دردی جانکاه در گالوم می‌شد. فرودو بر این موجود بیچاره رحمش آمد_همان طور که پیشتر بیلبو چنین کرده بود_ و او را وادار کرد که قسم بخورد تا به آنها کمک کند. گالوم با قسم خوردن به «عزیزش» با این پیمان موافقت کرد و فرودو او را آزاد نمود. سپس هابیت‌ها با راهنمایی گالوم راهشان را به سوی دروازه‌های سیاه ، ورودی اصلی موردور پیش گرفتند. مهربانی فرودو ، شخصیت «اسمیگل» را در وجود گالوم از نو زنده کرد و حداقل کمکی که کرد این بود که گالوم را وادار به حفظ پیمانش نمود.اگرچه سام در هر صورتی گالوم را تحقیر می‌کرد و به فرودو در مورد بی ثباتی و نیرنگ‌بازی گالوم هشدار می‌داد. هنگامی که آنها به دروازه‌ی سیاه رسیده و آن را به خوبی محافظت شده دیدند، گالوم راهی جایگزین برای ورود به موردور را به آنها پیشنهاد داد.در طول راه، فرودو و سام توسط فارامیر گرفتار شدند و گالوم گریخت (اما ناگزیر دیده شد) و آنها را دنبال کرد. وقتی فرودو با حیله گالوم را دستگیر و تسلیم فارامیر کرد، شخصیت «بد» گالوم یک‌بار دیگر کنترل را به دست گرفت. فارامیر دریافت که گالوم آنها را به کریت‌آنگول می‌برد ، پس فرودو و سام را به همان اندازه از شیطانی که در آنجا مقیم است برحذر داشت که از خیانت‌پیشگی گالوم. فرودو، سام و گالوم فارامیر را ترک گفتند و شروع کردند به بالا رفتن از پله‌های کریت آنگول ،واقع در حد مرزی کوه‌های افل‌دوآت . گالوم گریخت و به دیدار شلوب رفت ، در حالی که نقشه کشیده بود هابیت‌ها را به خورد شلوب دهد و وقتی که او از شکارش فارغ شد حلقه را بردارد. هنگامی که بازگشت، هابیت‌ها خواب بودند و چهره‌ی فرودو در خواب گالوم را از عملش پشیمان کرد. اما سام که از خواب برخواست با او بی‌رحمانه صحبت کرد و او را پنهان‌کار خواند و فرصت رستگاری گالوم از دست رفت. گالوم به پیروی از نقشه‌ی پیشینش بازگشت و فرودو و سام را به کنام شلوب رهنمون شد. جایی که عنکبوت غول‌پیکر فرودو را نیش زد و اورک‌ها او را به برج کریت‌آنگول بردند.

بازگشت شاه

در بازگشت‌شاه ، سام به تنهایی در حالی که به تجهیزات اورکی خود ار پوشانده بود فرودو را از کریت آنگول نجات داد و دو تایی راهشان را به سوی دشت گورگوروت ادامه دادند. تا این که برخلاف تصور همگان، آن دو درنهایت به آتشفشان اورودروین یا «کوه هلاکت» رسیدند.اگرچه گالوم آنها را در تمام راه مخفیانه دنبال کرد و به دنبال یک لحظه غفلت بود تا آنها را غافلگیر کند و حلقه را به چنگ آورد. هنگامی که فرودو و سام تقریبا به مقصدشان رسیدند، گالوم به آنها حمله کرد اما فرودو احمله‌ی او را رد کرد. سپس از حلقه به عنوان طلسمی برای گالوم استفاده کرد که اگر گالوم دوباره برای آنها مشکل ایجاد کند او را به شکاف کوه هلاکت خواهد انداخت.سام هم به نوبه‌ی خویش هنگامی که فرودو را برای رفتن به قله‌ی کوه برای به پایان رساندن وظیفه‌اش فرستاد با گالوم رودررو شد اما درست مانند بیلبو و فرودو، سام هم دلش برای این موجود بی‌نوا سوخت و از کشتنش صرف نظر کرد و از آن مخلوق شکست خورده (اما هنوز مکار) روی‌گرداند و به دنبال فرودو رفت. دقایقی بعد، فرودو بر لبه‌ی شکاف هلاکت ایستاده بود، اما برای نابود کردن حلقه دیگر تمایلی نداشت، آن را حق خود دانست پس بر انگشتش کرد. گالوم بار دیگر یورش برد و با فرودوی نامرئی به نزاع برخواست.در نهایت گالوم انگشت فرودو را از جا کندو به حلقه دست یافت. او عاشقانه به هدیه‌اش خیره شده بود و دیوانه‌وار می‌رقصید اما قدمی اشتباه بر لبه گذاشت و به درون آتش کوهستان هلاکت سقوط کرد، در حالی که حلقه را در دست داشت و آخرین شیون «عزیزم» او از اعماق به گوش می‌رسید. بدین‌سان حلقه نابود شد و سارون شکست خورد. سام‌وایز گالوم را پس از مرگش نفرین کرد اما فرودو دوستش را ترغیب کرد که او را ببخشد چون بدون او پویششان شکست می‌خورد.

تنها راهنما در تاريكي

منابع

گالم در ویکیپدیا

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
راهبری
جعبه ابزار