ولورین
| ولورین | |
|---|---|
| ولورین | |
| ناشر | |
| خالق | لن وین سِر جان رومیتا هرب ترامپ |
| اولین حضور | شماره ۱۸۰ -۱۸۱ هالک باورنکردنی
|
| هویت پنهان | جیمز هاولت
|
| توانایی خاص | قدرت بدنی بالا
توانایی شفا دادن و ترمیم چنگالهاواسکلت فلزی غیر قابل شکستن توانایی مقابله با ذهن خوانها |
| دنیای محل زندگی | زمین
محل تولد و زندگی: آلبرتاکانادا |
| وفادار به | |
| نژاد | انسان (جهشی)
|
| شغل | جنگجو
|
| بستگان | جان هاولت (پدر)، الیزابت هاولت (مادر)، جان هاولت (برادر)، اریستا (پسر)
|
Wolverine یا ولورین، با نام واقعی جیمز هاولت که بیشتر با نام لوگان شناخته میشود ، شخصیتی است خیالی و ابرقهرمان شرکت مارول که عضو بسیاری از گروهها از جمله اکسمن و اونجرهای جدید بودهاست. به وسیله لن وین و هنرمند همکارش سِر جان رومیتا به وجود آمد. ولورین در کمیکهای شماره ۱۸۰ -۱۸۱ هالک باورنکردنی توسط هرب ترامپ برای اولین بار در این کمیک ظاهر شد. کریس کلیرمونت و فرانک میلر در پیشرفت و بهبود این شخصیت کمکهای فراوانی کردند. تکیه کلام او در ابتدا این بود:
«من در کاری که انجام میدهم بهترین آنجا هستم، ولی آنچه که انجام میدهم چندان خوش آیند نیست.»
ولورینِ میوتنت دارای رفتاری جانور گونه، قدرت بدنی بالا، توانایی شفا دادن و ترمیم که هر زخمی را بهبود میبخشد. همچنین به او در طی آزمایشی پنجههای تیغ مانند و تیز از آلیاژی غیرقابل شکستن به سیستم اسکلت بدن او اضافه شد که هر وقت که او بخواهد با شکافتن پوست به بیرون میآید. دلیل توانایی شفا دادن هم برای همین است. ولورین استاد نبرد تن به تن است.
ولورین برای اولین بار در کمیک اکسمن غول پیکر شماره ۱ ظاهر شد (مه ۱۹۷۵). او نماد سربازانی بود که پس از جنگ ویتنام هیچ اطلاعات موثقی در مورد آنها نبود. میل او برای استفاده از زور بسیار و طبیعت ستیزی او مشخصاتی برای یک ضدقهرمان در پایان دهه ۱۹۸۰ بود. البته همین رفتار او موجب شد که طرفداران فراوانی پیدا کند. در ۱۹۸۸ ولورین دارای مجموعه کمیکی برای خود شد و از شخصیتهای اصلی و مهم اکس من به حساب آمد.ولورین قبل از این که عضو مردان ایکسبشود عضو گروهی به نام اکس فورس بود.
محتویات |
گذشته
او به همراه برادرش در جنگ های متعددی شرکت کرد اما سرانجام اسیر شد.یکی از دانشمندان متوجه قابلیت خاص آن ها شد و از آن ها دعوت کرد که به گروهش بپیوندند.آن ها قبول کردند و بر روی آن ها آزمایشاتی انجام شد تا آن ها را قوی تر کند.اما ولورین و برادرش کنترل خود را از دست دادند واز آن جا فرار کردند.
تاریخچه انتشار
اکثر داستانهای هالک در طول دهه ۷۰ میلادی بیمزه و تکراری بود. در این برهه هالک معمولاً به عنوان یک موجود نیرومند به تصویر درمیآمد که مغزی به اندازه یک کودک داشت و همواره به دنبال یافتن راهی به منظور کسب آرامش و دور ماندن از گزند کسانی که قصد سوء استفاده از او را داشتند، بود. بدیهی است که چنین فضایی هرگز باعث بروز خلاقیت نمیشد. اما ناگهان شماره ۱۸۱ از این مجموعه به تاریخ پیوست، زیرا شخصیتی در آن ظهور کرد که نظیرش هرگز در عالم کمیک استریپ دیده نشده بود. در شماره مذکور، سفرهای هالک او را به مناطق شمالی کشور کانادا میرساند و او در آنجا با وِندیگو، مردی که اکنون به یک دیو سفید رنگ تبدیل شده مبارزه میکند. اما در اواسط مبارزه این دو هیولا، مردی کوتاه قد، نقابدار و دعوایی از راه میرسد و اوضاع را پیچیده میکند. او که با اسم رمز «وولورین» (نوعی پستاندار وحشی و گوشتخوار که پنجه های تیز و گرگ مانند دارد و در نواحی شمالی قاره آمریکا زندگی میکند) شناخته میشد، به عنوان یک مأمور ویژه در خدمت دولت کانادا بود و به چنگالهایی بسیار محکم و مقاوم مجهز بود که او را در مبارزاتاش یاری میداد. حضور وولورین در داستانهای هالک تنها به سه قسمت محدود شد، و اگر پس از مدتی به عنوان عضو جدید به مجموعه احیا شده اکس من اضافه نمیشد، احتمالاً به دست فراموشی سپرده میشد. اما حضور در اکس من باعث شد تا او به محبوبیت زیادی برسد. در حقیقت در حال حاضر، وولورین آنقدر مشهور است که او را در کنار اسپایدرمن، بتمن و سوپرمن، محبوبترین قهرمان کمیک استریپی تمام دوران محسوب میکنند. دلیل موفقیت او را قطعاً باید در شخصیت پردازی منحصر به فردش جستوجو کرد. او تندخو، نترس و همیشه آماده دعوا کردن . نقطه عطف در تکامل شخصیت وولورین، زمانی حاصل شد که او در یکی از داستانهای مصور به همراه اکس منبه نقطهای دوردست در قطب جنوب معروف به سرزمین وحشیها سفر کرد و در آنجا یکی از محافظین شخصیت خبیث داستان را کشت. امروزه کشتن دشمن توسط قهرمان، موضوع چندان بزرگی در کمیک استریپ تلقی نمیشود. اما در دهه ۷۰ جنجالی بر سر این مسأله برپا شد. در ضمن به عقیده بعضی از منتقدین یک سوپر قهرمان هرگز نباید چنگالهای تیز که از میان انگشتان دست به بیرون میجهند، میداشت. در طی سالهای بعد وولورین (که به دلیل فاش نشدن سرگذشتاش از جذابیت بیشتری نسبت به قهرمانان دیگر برخوردار بود) به نوعی کاراکتر شرافتمند اما وحشی مبدل شد؛ مردی که همواره همواره با خوی حیوانیاش در جدال بود اما هرگز از انجام مسئولیتی که صحیح به نظر میرسید، شانه خالی نمیکرد. شعار او این بود: من در کارم استادم! موفقیت او در نزد خوانندگان باعث شد تا چهره مرسوم قهرمانان مجلات مصور تا حدود زیادی تغییر کند.
در واقع قبل از خلق وولورین، ضد قهرمانانی وجود داشتند که خوانندگان نمیتوانستند آنها را کاملاً خیرخواه و مبری از هر گونه مشکل شخصیتی بدانند. اما این ضد قهرمانان هرگز کسی را هر چقدر هم که خبیث بود نمیکشتند. و او را به دست قانون و عدالت میسپردند. خشونت وولورین بیسابقه بود و باعث شد تا راه ورود قهرمانان مشابه هموار شود. به نظر میرسید که حتی تواناییهای فوق بشری غیر خشن وولورین هم به نوعی با خشونت رابطه داشته باشد. یعنی تواناییهای ذاتی او به عنوان یک موجود جهش یافته از نظر ژنتیکی (میوتانت) او را قادر میسازد تا بتواند زخمهای بدنش را به سرعت التیام بخشد و اسکلت فوق قوی و آلیاژی او اجازه میدهد که حتی پس از خوردن کتک مفصل و مورد اصابت قرار گرفتن توسط گلوله، سرپا بایستد!
وولورین از اهمیت ویژهای در تاریخ کمیک استریپ بهرهمند است زیرا با پیدا شدن سروکله او، نویسندگان و خوانندگان مجلات مصور، مجبور شدند تا تعریف خود را از یک قهرمان مورد بازبینی قرار دهند. آنها از خود پرسیدند: آیا قهرمان کسی است که اخلاقیاتش خلل ناپذیر است و یا کسی است که گاهی اوقات باید به تنهایی جنایتکاران را به شدیدترین نحو به سزای اعمال خود برساند؟ آیا قهرمانان باید به دشمنان شکست خورده ترحم نشان میدادند، یا درمواجهه با پلیدی روش «قصاص» را در پیش میگرفتند؟ و در نهایت این که آیا عمل پلیدی که در راستای احقاق حق انجام میشود، واقعاً پلید است؟
وولورین اولین تلنگر به خوانندگان بود تا بفهمند قهرمانان کمیک استریپی در دنیای کامل که در آن خوی همیشه بر بدی پیروز است، زندگی نمیکنند و این که گاهی اوقات دنیای آنها درست مثل دنیای واقعی آدمها آنقدر پیچیده و کثیف میشود که دیگر نمیتوان هر معضلی را با روحیه عدالت طلبانه حل کرد.
رسانههای دیگر
ولورین در بازیهای ویدئویی، مجموعههای انیمیشنی و فیلمهای اکس من حضور داشتهاست.
منابع
- ویکی پدیا
- وبگاه شرکت مارول
- سایت خط و رنگ
| کمیکهای مارول |
| اکسمن | اونجرز | میوتنت برادرهود | چهار شگفت انگیز | اسپایدرمن |
| اکسمن |
| چارلز اگزاویر |ولورین | اما فراست | سایکلاپس | آیس من |پسیشه | مایستیک | آنجل | کیبل | کولوسوس | استورم | جین گری | روگ|گامبیت |
| اونجرها |
| بنیانگذاران: ثور | مرد آهنی |هالک | واسپ | مرد غولپیکر سایر: کاپیتان آمریکا | بیوهی سیاه | هاوکآی| بیشتر... |
| چهار شگفت انگیز |
| آقای شگفت انگیز | زن نامرئی | مشعل انسانی | چیز |