ماجرای چارلز دکستر وارد

از دانشنامه هنر و ادبیات گمانه زن
پرش به: ناوبری، جستجو

ماجرای چارلز دکستر وارد، [۱] داستانی است که توسط نویسنده‌ی گونه‌ی وحشت، اچ. پی. لاوکرفت در سال ۱۹۲۷ در شهر زادگاهش، رودآیلند ایالت پروویدنس، نوشته شده‌است. اولین بار در ماه مه و ژوئن سال ۱۹۴۱ در مجله‌‌ی قصه‌های عجیب به صورت خلاصه شده انتشار یافت. اولین نسخه‌ی کامل آن توسط انتشارات خانه‌ی آرخام،[۲] در مجموعه‌ی در پس دیوار خواب[۳] منتشر شد.

چارلز دکستر وارد

الهامات

در آگوست ۱۹۲۵، لیلین[۴]، خاله‌ی لاوکرفت، به او نامه‌ای نوشت که شایعاتی را درباره‌ی خانه‌ی پلاک ۱۴۰ خیابان پروسپکت در پروویدنس بیان می‌کرد. لاوکرفت در نامه‌ی پاسخ نوشت: «پس خانه‌ی هسلی[۵] تسخیر شده بوده‌است؛ به همین دلیل بوده است که هسلی بیچاره، لاکپشت‌های زنده را زیر شیروانی نگه می‌داشته‌است... شاید این‌ها ارواح خانه بوده‌اند. علی ای حال، این خانه نمونه‌ی برجسته‌ای از خانه‌های بنایی است و همین‌طور اعتباری است برای شهری مشهور و قدیمی.» لاوکرفت،‌ با عوض کردن پلاک خانه به ۱۰۰، این خانه را موضع اصلی داستان چارلز دکستر وارد قرار داد. ماه‌های بعد لاوکرفت، پروویدنس در زمان استعمار، [۶] نوشته‌ی گرترود سولی کیمبال[۷] را خواند. این کتاب یک کتاب تاریخی مربوط به سال ۱۹۲۱ بود. شخصیت‌هایی مانند جان مریتMerritt و دکتر چکلی[۸] که حکایاتشان در کتاب آمده بود ابعاد شخصیتی چارلز دکستر وارد را در ذهن لاوکرفت تشکیل داد. نمونه‌ی ادبی که شاید بر داستان تاثیر گذار بوده باشد، داستان والتر دی لا مر[۹] است،‌ که لاوکرفت در مقاله‌ی خود با عنوان ترس فرامادی در ادبیات از آن یاد کرده‌است. لاوکرفت در باره‌ی این اثر بیان می‌کند که: «ما در این داستان روح مرد مرده‌ای را می‌بینیم که بعد از دویست سال از گور خود بر می‌خیزد و گوشت و تن زندگان را تسخیر می‌کند.» درون‌مایه‌ی فرزندی که به شدت شبیه یکی از اجداد دورش است ممکن است از داستان خانه‌ی هفت شیروانی [۱۰] نوشته‌ی ناتائیل هاو تن[۱۱] آمده باشد که لاوکرفت در مقاله‌ی مذکورش، این داستان را بسیار ستوده و از آن به عنوان بزرگترین اثر منتشر شده در ادبیات عجیب دانسته‌است. داستان بعدی که احتمال الهام بخشی‌اش بر اثر وجود دارد داستان کوتاهی است با عنوان کنت مگنوس[۱۲] اثر ام. آر. جیمز[۱۳] است. این داستان در باره‌ی بازگشت جنایت‌کار قرن ۱۷ امی به جهان است.

بازخورد

لاوکرفت، خود داستان را نکوهیده است و از آن به عنوان نویسه‌ای مایه‌ی زحمت ناشی از علاقه‌ی شخصی به عتیقه‌جات دانسته‌است. او تلاش زیادی برای انتشار این داستان نکرد و داستان بعد از مرگ لاوکرفت منتشر شد.

خلاصه‌ی داستان

ماجرای داستان، مربوط به آقای چارلز دکستر وارد، شخصیت اصلی داستان است. او عضو یکی از خاندان‌های نامدار پرویدنس بوده‌است که اخیرا بعد از دوره‌های طولانی روان‌نژندی و تغییر شخصیت، از تیمارستان ناپدید شده‌است. بدنه‌ی داستان توسط دکتر خانوادگی خانوده،‌ دکتر مارینوس بیکل ویلت[۱۴] و تحقیقات او پیرامون علت و عامل دیوانگی چارلز روایت می‌شود. دکتر ویلت طی تحقیقات خود متوجه می‌شود که چارلز سالیان سال پیش در پی کشف قبر جد شوم‌نام خود،‌ جوزف کرون[۱۵] بوده‌است. دکتر ویلت در می‌یابد که کرون، در قرن هجدهم به ظاهر یک بازرگان بوده‌است و کشتی‌هایی داشته‌است که برای‌اش تجارت می‌کرده‌اند، ولی مردم شایعاتی داشتند مبنی بر اینکه او در امور کیمیاگری دست دارد و بعدها معلوم می‌شود که او نه تنها در کیمیاگری که در سحرالاموات دست داشته‌است و قتل‌های فجیعی را در همین‌ رابطه مرتکب شده‌است. با پیشرفت تحقیقات،‌ ویلیت در می‌یابد که چارلز تواسنته‌است جد بدنام خود کرون را، از جسم متلاشی‌اش در گور بازاحیا کند. این کار توسط فرمول‌های مخفی کرون که در خانه‌اش در رود‌آیلند پروویدنس به دست چارلز افتاده است و به وسیله‌ی «کانی ذات» کرون میسر شده‌است. ویلیت همچنین در می‌یابد که کرون بعد از بازاحیا شدن، از آنجا که شباهت زیادی به نواده‌ی خود چارلز دکستر وارد داشته‌است، او را کشته‌است و از آن پس با هویت چارلز دکستر وارد به همان کارهای شرورانه‌ی پیشینش ادامه می‌دهد. اما از آنجا که سالیان درازی بین کرون و وارد فاصله وجود داشته‌است،‌ کرون قادر به درک مفاهیم و لغات مدرن نیست و از این رو رفتارش به عنوان چارلز وارد بسیار غیر طبیعی می‌نماید طوری که مجبور می‌شوند وی را در تیمارستان بستری کنند. هنگامی که کرون در تیمارستان بستری است، ویلت به تحقیقاتش ادامه می‌دهد. او به خانه‌ی ییلاقی چارلز که به وسوسه‌ی کرون خریداری کرده بود می‌رود. در آنجا در می‌یابد که این خانه، درست روی کارگاه ملوث کرون در قرن هجدم بنا شده‌است. جستجوی خانه منجر به کشف مغاری به دخمه‌ای عظیم و زیرزمینی می‌شود. در این دخمه است که رازهای رعب‌آور کرون آشکار می‌شود. او و چند ساحرالاموات دیگر (که هر یک به نوعی از مرگ رسته‌اند و با کرون همکاری می‌کرده‌اند)، قصد داشته‌اند با برخیزاندن دانشمندان و خبرگان از قبرهای‌شان و شکنجه‌ی ایشان به رموزی دست یابند که می‌توانسته آینده‌ی بشریت را تکان دهد. در طی مکاشفات ویلت، روح باستانی‌ای را بر می‌خیزاند که دشمن سرسخت کرون است. (به نظر می‌رسد این روح، مرلین افسانه‌ای باشد.) با کمک این روح و نیز رموزی که خود کرون به زبان لاتین نوشته‌است، ویلت به ساز و کار از بین بردن افسون کرون دست می‌یابد. ویلیت که اینک مسلح به دانش پادافسون کرون شده‌است به آسایشگاه کرون می‌رود و در یک دوئل، پادافسون را اجرا می‌کند تا جسم نامرده‌ی کرون بار دیگر به غباری تبدیل شود. باد این غبار را از زمین می‌روبد تا دیگر هیچ‌گاه مزاحمتی برای نوع بشر ایجاد نکند. اغلب این داستان، توسط نامه‌ها،‌ اسناد و تاریخچه‌هایی روایت می‌شود که توسط وارد یا ویلیت پیدا می‌شوند.

حضور عناصر اساطیر خلولحلو

  • در این داستان، اولین حضور یو-شگوث را می‌بینیم. نام شگوث بارها و بارها به عنوان یکی از ارکان جادو و افسون ذکر می‌شود.
  • جوزف کرون، یک کپی از کتابی دارد که روی آن نوشته شده «قانون اسلام» و به نظر می‌رسد کپی نکرونومیکون باشد.

داستان همچنین ارجاعاتی به داستان‌های حلقه‌ی رویا دارد:

  • دکتر ویلت در خانه‌ی کرون،‌ به نشانه‌ی «کوث»[۱۶] بر می‌خورد که در بالای درگاهی کنده‌کاری شده بوده‌است. او یادش می‌آید که دوستش رندالف کارتر این نشانه را برای او کشیده بوده و از قدرت و معانی آن با دکتر سخن گفته بوده‌است.

این داستان همچنین تاثیراتی بر سایر نویسندگان داشته‌است:

  • برایان لوملی [۱۷] شخصیت بارون فرنزی[۱۸] که در داستان چارلز دکستر وارد به او اشاراتی می‌شود ولی ملاقات مستقیمی با او صورت نمی‌گیرد را در ری کتاب‌های نکرواسکوپ خودش و به خصوص در کتاب چهارم، بسط داده‌است. در آنجا،‌ جوان فرنزی[۱۹] از فرمول یو-شگوث برای فرمان دادن و بازاحیای مردگان استفاده می‌کند.

اقتباسات از اثر

  • دن اوبنن [۲۰] در سال ۱۹۹۲ یک اقتباس وفادار به متن از ماجرای چارلز دکستر وارد را با نام بازاحیا شده در هالی‌وود ساخت.
  • گروه موسیقی تایگر لیلیز در آلبوم کوهستان جنون آهنگی دارد با نام چارلز دکستر وارد.

پانویس

  1. ^ The Case of Charles Dexter Ward
  2. ^ Arkham
  3. ^ Beyond the Wall of Sleep
  4. ^ Lillian
  5. ^ Halsey
  6. ^ Providence in Colonial Times
  7. ^ Gertrude Selwyn Kimball
  8. ^ John Merritt
  9. ^ Dr. Checkley
  10. ^  Walter de la Mare
  11. ^ The House of the Seven Gables
  12. ^  Nathaniel Hawthorne
  13. ^ Count Magnus
  14. ^  M. R. James
  15. ^ Marinus Bicknell Willett
  16. ^ Joseph Curwen
  17. ^ Koth
  18. ^ Brian Lumley
  19. ^  Baron Ferenczy
  20. ^ Janos Ferenczy
  21. ^  Dan O'Bannon





جستارهای وابسته


خلاصه‌ی داستان