بلیچ

از دانشنامه هنر و ادبیات گمانه زن
پرش به: ناوبری، جستجو


بلیچ
لوگوی بلیچ
ترجمه نام ژاپنی
<ブリーチ>
ترجمه نام ژاپنی
Burīchi
ژانر
اکشن، فانتزی


مانگا '
نویسنده
<تیتو کوبو>
ناشر
شوئیشا
دسته
شونن
انتشار در
هفته‌نامه شونن جامپ
اولین قسمت
اوت ۲۰۰۱
آخرین قسمت
تاکنون
شمار کتاب
۴۲ جلد


مجموعه تلویزیونی
کارگردان
نوریوکی آبه
استودیو
استودیو پیروت
شبکه
TV Tokyo
اولین پخش
۵ اکتبر ۲۰۰۴

بلیچ (به ژاپنی: ブリーチ، به انگلیسی:Bleach) مجموعه مانگایی است که توسط تایتو کوبو (Tite Kubo) نوشته و به تصویر کشیده می‌شود و هم‌اکنون نیز در حال پیشرفت است و به صورت مداوم در هفته‌نامه شونن جامپ منتشر می‌شود.

بلیچ بیانگر داستان نوجوانی دبیرستانی به نام ایچیگو کوروساکی است که می‌تواند اشباح و یک شینگامی (خدای مرگ) به نام روکیا کوچیکی را ببیند. در اوایل، داستان بیشتر متوجه شخصیت‌های اصلی است؛ اما در ادامه ایچیگو مهارت‌های بسیاری به دست آورده و وارد دنیای خدایان مرگ می‌شود.

براساس مانگا، انیمه‌، دو فیلم ویدئویی، موزیک راک، تعداد کثیری بازی ویدئویی و کارت‌های بازی ساخته شده‌اند. فصل‌های مانگا که به صورت چندین جلد جمع‌آوری شده‌اند در ژاپن بیبش از ۴۰ میلیو نسخه فروش داشته‌اند، همچنین بلیچ پرفروشترین مانگا در امریکاست. مانگا و همین‌طور انیمه تا به‌حال جوایز بسیاری دریافت کرده‌اند.

مقدمه

داستان با حضور ناگهانی یک شینگامی در اتاق ایچگو آغاز می‌شود. شینگامی که روکیا کوچیکی نام دارد از اینکه ایچیگو می‌تواند او را ببیند تعجب می‌کند؛ اما بحثِ آن‌ها (درباره‌ی شینیگامی‌ها و وظایفِ آن‌ها)، با ظاهر شدنِ ناگهانیِ یک هالو (روح شیطانی) ناتمام می‌ماند. روکیا که به خاطرِ محافظت از ایچیگو به شدت مجروح شده است، تصمیم می‌گیرد تا نیمی از قدرت‌ش را به ایچیگو منتقل کند، تا او بتواند با هالو مبارزه کند. ولی ایچیگو -به طورِ غیرعمد- تمامِ نیرویِ روکیا را می‌گیرد و هالو را به سادگی شکست می‌دهد.

فردایِ آن روز روکیا در ظاهرِ یک انسانِ عادی و به عنوانِ یک دانش‌آموزِ جدید به کلاسِ ایچیگو وارد می‌شود. روکیا برایِ ایچیگو توضیح می‌دهد که احتمالاً قدرتِ روحیِ غیرِمعمولِ ایچیگو باعث شده تا او تمامِ قدرتِ روکیا را جذب کند. روکیا به طورِ موقتی خودش را به یک گیگای -بدنِ مصنوعیِ انسان- منتقل کرده تا بتواند تا زمانی که توانایی‌های‌ش را دوباره به دست می‌آورد در دنیایِ انسان‌ها بماند. در این بین، ایچیگو باید وظایفِ او را به عنوانِ یک شینیگامی انجام دهد. با هالوها مبارزه کند و ارواح را به سویِ جامعه‌ی ارواح هدایت کند.

شخصیت‌ها

  • ایچیگو کوروساکی، پسرِ شانزده‌ساله‌ی مونارنجی، قهرمانِ اصلیِ داستان است. او که به طورِ غیر عمد تقریباً همه‌ی قدرت‌هایِ روکیا را جذب کرده‌است، مجبور می‌شود تا وظایفِ یک شینیگامی را اجرا کند. او، به خاطرِ بدبینیِ ذاتی‌ش، در ابتدا نسبت به وظایف‌ش (مبارزه با هالوها و نجاتِ ارواح) بی‌توجه‌است، اما با گذشتِ زمان موقعیت‌ش را قبول می‌کند و درمیابد که اگر نتواند همه را نجات دهد، حداقل می‌تواند با استفاده از قدرت‌ش از نزدیکان‌ش محافظت کند.
  • روکیا کوچیکی یک شینیگامی است که برایِ مقابله با هالوها به شهرِ محلِ اقامتِ ایچیگو فرستاده شده‌است. او با وجودِ ظاهرِ نوجوان‌ش تقریباً ده برابرِ ایچیگو سن دارد. روکیا، به خاطرِ وضعیتی که در ابتدایِ سری پیش می‌آید، مجبور می‌شود تا قدرت‌ش را به ایچیگو منتقل کند و در ظاهرِ یک انسانِ عادی در آن شهر باقی بماند؛ و در مدتی که سعی می‌کند تا وظایفِ یک شینیگامی را به ایچیگو آموزش دهد تا به جایِ او انجامِ وظیفه کند، در کمدِ اتاقِ ایچیگو زندگی می‌کند و به عنوانِ دانش‌آموزِ انتقالی به مدرسه‌ی ایچیگو می‌رود.
  • اوریهیمه اینوئه هم‌کلاسیِ ایچیگوست که از طریقِ دوستِ مشترکشان تاتسوکی آریساوا ارتباطِ نزدیکی با او دارد. او یتیم است و پس از مرگِ برادرش تنها زندگی می‌کند. او در ابتدا هیچ قدرتِ روحی‌ای ندارد اما با گذشتِ زمان نسبت به دنیایِ ارواح آگاه می‌شود و بعد از مدتی توانایی‌هایِ منحصر به فردی پیدا می‌کند. یکی از این توانایی‌ها، تواناییِ شفا دادنِ زخم‌هاست که هر زخمی را، هر چه‌قدر هم که شدید باشد، شفا می‌دهد.
  • کیسوکه اوراهارا مردی بشاش و در عینِ حالِ اسرارآمیز است که یک مغازه‌ی آب‌نبات فروشی دارد که در آن وسایلِ فراطبیعیِ موردِ نیازِ شینیگامی‌ها را می‌فروشد. او با وجودِ ظاهرِ شاد و بی‌خیال‌ش دانشِ زیادی درباره‌ی مسائلِ مربوط به ارواح دارد که از آن برایِ کمک به قهرمانانِ داستان استفاده می‌کند.
  • یاسوتورا سادو یا آن‌طور که مشهورتر است، چاد، یکی از معدود دوستانِ ایچیگو در مدرسه‌است. چاد دورگه‌ی مکزیکی/ژاپنی است و بلندقدترین شاگردِ کلاس است. علی رغمِ هیکلِ بزرگش، آرام و خونسرد است و واردِ هیچ زد و خوردی نمی‌شود، مگر برایِ دفاع از کسِ دیگری. در ابتدایِ داستان چاد ارواح را احساس نمی‌کند، اما در یک موقعیت، وقتی که شاهدِ حمله‌ی یک هالو به چند بچه بود، این وضعیت تغییر کرد. او متوجه شد که تواناییِ منحصر به فردی دارد و می‌تواند یکی از دستانش را زره‌پوش کرده و قدرت آن دست را بسیار زیاد کند. به کمکِ این توانایی، او قادر به مبارزه با هالوها شد. او بعدتر تواناییِ شلیکِ انرژی توسطِ دستِ زره‌پوش‌ش را نیز پیدا کرد.
  • یوروی ایشیدا در نگاهِ اول شاگرد اولِ تنها و گوشه‌گیرِ کلاس است، اما در حقیقت او آخرین بازمانده‌ی کوئینشی‌هاست که گروهی کماندارِ شکارچیِ هالوها بوده‌اند. با وجودِ آن‌که ایشیدا در ابتدا از همه‌ی شینیگامی‌ها متنفر است، اما در ادامه‌ی داستان نظرش درباره‌ی ایچیگو تغییر می‌کند و کم و بیش تبدیل به دوست و هم‌رزمِ او می‌شود.
  • رنجی آبارای یک شینیگامی و معاونِ رسته‌ی ششم نیروهایِ مسلحِ جامعه‌ی ارواح است. گرچه در ابتدا به عنوانِ یک دشمن معرفی می‌شود، اما وفاداریش بینِ وظیفه‌اش به عنوانِ یک درجه‌دار در نیروهایِ جامعه‌ی ارواح، و رابطه‌اش با روکیا که با هم بزرگ شده‌اند، در کش و قوس است. از لحاظِ شخصیتی او عجول و زودجوش است.
  • کنپاچی زاراکی کاپیتان رسته‌ی یازدهم جامعه‌ی ارواح است. او تنها فردی است که با شکست دادن یک کاپیتان در حضور بیش از صد شاهد عینی به رتبه‌ی کاپیتانی دست یافته‌است. مدل موی او عجیب و مثل تاج خروس است. شمشیرش را با یک دست استفاده می‌کند. عاشق جنگ و مبارزه‌است.

نژادها

  • انسان‌ها انسان‌ها در دنیایِ بلیچ، مشابهِ ساکنین ژاپنِ امروزی هستند و اکثراً نمی‌توانند ارواح را ببینند یا حس کنند؛ هر چند ارواح می‌توانند با وارد شدن به یک بدنِ مصنوعی برایِ انسان‌ها قابلِ مشاهده شوند. از هر ۵۰.۰۰۰ نفر فقط یک نفر می‌تواند حضورِ ارواح را احساس کند، اما فقط یک سومِ این افراد می‌توانند ارواح را به وضوح ببینند و تنها قوی‌ترینِ آن‌ها می‌توانند با اروح صحبت کنند یا آن‌ها را لمس کنند. بعضی از انسان‌ها به طورِ طبیعی توانایی احساس کردن و قدرتِ مبارزه کردن با ارواح را دارند. انسان‌هایِ عادی اگر مدتی در کنارِ یک منبعِ عظیمِ انرژی روحی بگذرانند، این توانایی‌ها را به دست می‌آورند.
  • پلاس ارواحِ بی‌آزار در بلیچ پلاس نامیده می‌شوند. پلاس روحِ انسانی‌ست که مرده است. یک زنجیر (که به آن «زنجیرِ سرنوشت» می‌گویند) و از سینه‌ی یک روح خارج شده است، او را به مکان، اشیاء یا افرادی که در زندگی به آن‌ها نزدیک بوده می‌بندد. اگر زنجیر پاره شود آن روح می‌تواند آزادانه حرکت کند، اما در عینِ حال، پاره شدنِ زنجیر باعثِ خورده شدنِ زنجیر می‌شود. به طورِ معمول پیش از آن‌که این خورده‌گی زیاد شود، شینیگامی‌ها پلاس‌ها را (طیِ مراسمی که به آن تشییعِ ارواح می‌گویند) به جامعه‌ی ارواح می‌فرستند. اما اگر زنچیرِ سرنوشت پیش از فرستاده شدنِ پالس به جامعه‌ی ارواح از بین برود، سوراخی در سینه‌ی آن پلاس (همان‌جایی که زنجیر خارج شده بود) ایجاد می‌شود. این ارواح کنترلِ خود را از دست می‌دهند و دیوانه می‌شوند و تبدیل به هالو (ارواحِ خبیث) می‌شوند. اگر زنجیرِ سرنوشت تعمداً پاره شود هم نتیجه‌ی مشابهی در بر خواهد داشت.
  • شینگامی شینیگامی‌ها یا خدایانِ مرگ ارواحی هستند که توانایی‌هایِ روحیِ درونی دارند. آن‌ها از طرفِ بزرگانِ جامعه‌ی ارواح استخدام می‌شوند. آن‌ها هم مانندِ ارواحِ عادی توسطِ انسان‌هایِ عادی دیده نمی‌شوند. شینیگامی‌ها شمشیرهایی دارند که به آن‌ها زانپاکتو گفته می‌شود. زانپاکتو در حقیقت نمودِ خارجیِ نیروهایِ درونیِ شینیگامی‌ست. شینیگامی‌ها مراسمِ تشییعِ ارواح را با استفاده از زانپاکتوهایشان انجام می‌دهند. در عینِ حال شینیگامی‌ها با استفاده از زانپاکتوهایشان و جادویی که به آن کایدو می‌گویند، با هالوها مبارزه می‌کنند. گروهی از شینیگامی‌ها موسوم به ویزاردها، توانسته‌اند قدرت‌هایِ مختصِ هالوها را به‌دست بیاورند. آن‌ها یک نقابِ هالو به‌دست می‌آوردند که به خواستِ خودشان آن را ظاهر می‌کنند، و در آن شرایط می‌توانند از بعضی توانایی‌هایِ خاصِ هالوها استفاده کنند.
  • 'هالو هالوها شخصیت‌هایِ منفیِ دنیایِ بلیچ هستند. آن‌ها ارواحِ خبیثی هستند که در هوکو موندو زندگی می‌کنند ولی به دنیایِ زندگان سفر می‌کنند و از ارواحِ انسان‌هایِ زنده و پالس‌ها تغذیه می‌کنند. هالوها هم مانندِ شینیگامی‌ها از موادِ روحی ساخته شده‌اند و توسطِ انسان‌هایِ عادی قابلِ دیدن نیستند. در حالی که اکثرِ هالوها از یک شینیگامیِ عادی ضعیف‌ترند، بعضی از آن‌ها حتی از بیش‌ترِ شینیگامی‌هایِ برجسته‌ی جامعه‌ی ارواح قدرت‌مندترند. هالوهایِ عادی یک نقابِ سفید رویِ صورت‌شان دارند، اما گروهِ کوچکی از هالوها، این نقاب را می‌شکنند و تبدیل به آرانکار می‌شوند. با شکستنِ این نقاب، آن‌ها باهوش‌تر می‌شوند، گاهی شکلِ ظاهریِ یک انسان را به خود می‌گیرند و بعضی قدرت‌هایِ شینیگامی‌ها را به دست می‌آورند.
  • کوئینشی کوئینشی‌ها گروهی از انسان‌ها با قدرت‌هایِ روحی بودند که با استفاده از کمان‌هایی از جنسِ انرژیِ روحی با هالوها می‌جنگیدند. کوئینشی‌ها بر خلافِ شینیگامی‌ها، انرژیِ روحیِ اطرافِ خود را جذب و کنترل می‌کنند و از آن برایِ مبارزه استفاده می‌کنند. برخلافِ روشِ شینیگامی‌ها که با کشتنِ هالو اجازه می‌دهند تا به جامعه‌ی ارواح وارد شود، روشِ کوئینشی‌ها روحِ هالو را از بین می‌برد. این روش باعث می‌شود تا تعادلِ جهانِ ارواح به هم بخورد، زیرا با از بین رفتنِ هالوها، تعدادِ روح‌هایی که از جامعه‌ی ارواح خارج می‌شوند و به آن داخل می‌شوند برابر نمی‌ماند. این مسئله باعث شد تا حدودِ ۲۰۰ سال پیش از شروعِ خطِ داستانِ اصلی، شینیگامی‌ها در یک عملیات کوئینشی‌ها را نابود می‌کنند. در زمانِ حاضر حداقل دو کوئینشی هنوز زنده‌اند.
  • ارواح مصنوعی ارواح مصنوعی یا ارواحِ تغییریافته، نوعی روح هستند که توسطِ شینیگامی‌ها در تعدادِ زیاد تولید شده‌اند. این ارواح که به شکلِ یک قرص تولید شده‌اند، برایِ خارج کردنِ شینیگامی‌ها از بدنِ مصنوعی‌شان (گیگای) در طولِ مأموریت‌هایِ طولانی در دنیایِ انسان‌ها، استفاده می‌شوند. از این ارواح می‌توان برایِ خارج‌کردنِ پلاس‌هایی که بعد از مرگ از بدن‌شان خارج نمی‌شوند استفاده کرد. این ارواح شخصیتِ از پیش برنامه‌ریزی‌شده‌ای دارند و تا هنگامِ بازگشتِ صاحبِ اصلی بدن را کنترل می‌کنند. علاوه بر این نوع از ارواحِ مصنوعی، نوعِ دیگری نیز توسطِ شینیگامی‌ها طراحی و ساخته شدند. هدف از ساختنِ این ارواح این بود تا با قرار گرفتن در بدنِ یک انسانِ مرده و افزایشِ تواناییِ آن‌ها (به عنوانِ مثال، قدرت یا سرعت) با هالو‌ها مبارزه کنند. ولی بعدها به خاطرِ غیرِ انسانی بودنِ مجبور کردنِ یک بدنِ مرده به مبارزه، شینیگامی‌ها تصمیم به توقف پروژه و نابود کردنِ این نوع از ارواح گرفتند. در مانگا فقط یکی از این ارواح باقی مانده‌است (کان Kon) اما در انیمه سه شخصیتِ دیگر از این نوع وجود دارند.
  • بونت بونت‌ها (که تنها در انیمه معرفی شده‌اند) گروهی از انسان‌ها با انرژیِ روحیِ بالا و توانایی‌هایِ خاص هستند. آن‌ها توسطِ دانشمندانِ شینیگامی که به دنبالِ راحی برایِ زندگی ابدی بودند، سهواً ساخته شدند. بونت‌ها برایِ بقا از روحِ انسان‌ها تغذیه می‌کنند. از لحاظِ تئوری، یک بونت می‌تواند به این روش برایِ همیشه زنده بماند. با وجود این‌که بونت‌ها قانونِ محکمی دارند که تنها از روحِ انسان‌هایِ مرده تغذیه کنند، آخرین گروهِ بونت‌ها تصمیم می‌گیرند تا برایِ افزایشِ قدرتِ خود از روحِ انسان‌هایِ زنده استفاده کنند. هر بونت در مبارزه، از یک «عروسک» استفاده می‌کنند. هر عروسک تواناییِ مخصوصِ خود را دارد. هر عروسک یکتا و نمودی از قدرتِ صاحبش است. اگر عروسک از بین برود، صاحبش نیز از بین می‌رود.
  • وایزارد وایزادها شینیگامی‌هایی هستند که از قدرت هالوی درونی‌شان نیز استفاده می‌کنند.
  • آرانکار آرانکارها هالوهایی هستند که پوسته‌ی خود را کنار زده و دارای زانپاکتو می‌باشند. آن‌ها با آزاد کردن زانکپاکتویشان تمام قدرت خود را به دست می‌اورند.

مکان‌ها

دنیایِ بلیج بسیار مشابهِ زندگی و زندگیِ پس از مرگ در اعتقادِ مردم است. انسان‌ها در دنیایِ بلیچ، در دنیایی مشابهِ ژاپنِ امروزی زندگی می‌کنند، ارواحِ تشییع‌شده در یک نوع بهشت که به آن جامعه‌ی ارواح می‌گویند زندگی می‌کنند، و ارواحِ شیطانی به جهنم فرستاده می‌شوند. وقتی که ارواح به جامعه‌ی ارواح می‌روند، می‌توانند طولانی زندگی کنند، به طوری که بعضی از آنم‌ها هزاران سال زندگی می‌کنند. پس از این‌که یک روح در جامعه‌ی ارواح می‌میرد، به دنیایِ زندگان بر می‌گردد تا دوباره به دنیا بیاید. به این ترتیب تعادلِ دو جهان حفظ می‌شود.

  • دنیای انسان‌ها دنیایِ انسان‌ها در بلیچ ژاپنِ امروزی است. بالاخص ناحیه‌ای خیالی در غربِ توکیو به نامِ شهرِ کارکورا که ایچیگو و دوستانش در آن زندگی می‌کنند. ایچیگو در این شهر به مدرسه می‌رود و با هالوها مبارزه می‌کند.
  • جامعه‌ی ارواح جامعه‌ی ارواح شاملِ یک شهرِ دیوار کشیده شده به نامِ سیریته‌ئی (بارگاهِ ارواحِ پاک) در مرکز و ۴ ناحیه که هر کدام ۸۰ بخش دارند در اطرافِ آن می‌شود. بخش‌هایِ خارج از سیریته‌ئی، که به نامِ روکانگائی (شهرِ ارواحِ سرگردان) شناخته می‌شوند، مکانی‌ست که غیرِ شینیگامی‌ها و افرادِ عادی زندگی می‌کنند. شماره‌ی این بخش‌ها که از ۱ تا ۸۰ شماره‌گذاری شده‌اند، وضعیتِ آن‌ها را نیز نشان می‌دهند. بخشِ که نزدیک‌ترین بخش به سیریته‌ئی است، محله‌ای آرام و منظم است، در حالی که بخشِ ۸۰ که دورترین ناحیه به سیریته‌ئی است، پر از خلافکار است و بدترین وضعیتِ زندگی را دارد. وضعیتِ زندگی مشابهِ زندگی در ژاپنِ دوره‌ی فئودالی‌ست و یک شاه در بعدی دیگر در داخلِ جامعه‌ی ارواح ساکن است. ارواح در جامعه‌ی ارواح مانندِ انسان‌هایِ عادی زندگی می‌کنند، با این تفاوت که با سرعتِ بسیار کمی پیر می‌شوند، به طوری که طولِ عمرهایِ چند قرنی معمول است. ارواح در جامعه‌ی ارواح می‌توانند همانندِ دنیایِ زندگان بچه‌دار شوند.
  • دوزخ دوزخ جاییست برایِ ارواحی که در طولِ زندگی‌شان گناهانِ غیرِ قابلِ بخششی انجام داده‌اند. وقتی یک هالو توسطِ زانپاکتویِ یک شینیگامی کشته می‌شود، ولی روحش در طولِ زندگی پلید‌تر از آن بوده که به جامعه‌ی ارواح وارد شود، دروازه‌هایِ دوزخ (درهایِ بزرگی که توسطِ چندین اسکلت نگه داشته شده‌اند) ظاهر می‌شوند و شروع به باز شدن می‌کنند. موجودِ عظیم‌الجثه‌ای ظاهر می‌شود و در حالی که می‌خندد، روحِ شرور را به درونِ دوزخ می‌کشد. تعدادِ کمی از هالوها رویِ بیابانِ سطحِ هوکو موندو زندگی می‌کنند. بیش‌ترِ هالوها در جنگلِ منوس در زیرِ بیابانِ ساکن‌ند. قصرِ لاس نوچس تنها بنایی‌ست که در سطحِ هوکو موندو دیده می‌شود.
  • هوئکو موندو هوئکو موندو (به معنیِ دنیایِ هالوها)، فضایی بینِ دنیایِ انسان‌ها و جامعه‌ی ارواح است که هالوها زمانی که در دنیایِ انسان‌ها مشغول شکارِ ارواح نیستند در آن ساکنند. هالوها وقتی که در هوئکو موندو هستند، توسطِ شینیگامی‌ها قابلِ ردیابی نیستند. راهِ ورود به هوئکو موندو با پاره‌کردنِ پوسته‌ی ابعادیِ بینِ دو دنیا باز می‌شود. در سطحِ آن بیابانی وسیع، در زیرِ شبِ همیشگیِ هوئکو موندو گسترده شده است. با وجودِ آن‌که در آسمان ابر دیده می‌شود، اما در سطحِ هوئکو موندو آب یافت نمی‌شود. گیاهانِ کوچکی که در سطحِ بیابان دیده می‌شوند در حقیقت از کریستال ساخته شده اند و نوکِ درختانی هستند که در زیرِ این بیابان جنگلِ منوس را تشکیل می‌دهند.

شخصیت‌هایِ بلیچ به روش‌هایِ مختلف در بینِ دنیاهایِ مختلف حرکت می‌کنند. شینیگامی‌ها با استفاده از زانپاکتوهای‌شان بینِ دنیاهایِ مختلف دروازه باز می‌کنند. پروانه‌هایی که در مراسمِ تشییعِ ارواح ساخته می‌شوند (پروانه‌هایِ دوزخ) این مسیرها را امن می‌کنند. ارواحِ انسان‌ها معمولاً با به دنیا آمدن در دنیایِ انسان‌ها و مراسمِ تشییعِ ارواح توسطِ شینیگامی‌ها بینِ جهان‌ها جابه‌جا می‌شوند. انسان‌هایِ زنده می‌توانند با استفاده از دروازه‌هایِ خاصی بینِ جهان‌ها جابه‌جا شوند اما این روش برایِ آن‌ها خطرناک است. با وجودِ این‌که هالوها می‌توانند با باز کردنِ شکاف در بینِ دنیاها جابه‌جا شوند، اما آن‌ها معمولاً در هوئکو موندو باقی می‌مانند تا جامعه‌ی ارواح و یا دنیایِ زندگان توسطِ شینیگامی‌ها شناسایی و معدوم نشوند. در حقیقت برخوردِ شخصیت‌هایی که به سرزمین‌هایِ دیگر وارد می‌شوند، داستان را پیش می‌برد.

پیوند به بیرون

منابع


Anim stub.png این مقاله در باره‌ی انیمه/مانگا، ناقص است. با گسترش آن به دانش‌نامه کمک کنید.


بلیچ اثر تایتو کوبو
فرانشیز

مانگاانیمهبازی‌هاخاطرات هیچکسطغیان گرد الماستغییر رنگ به سیاه، من نامت را صدا می‌زنمفصل جهنم

شخصیت‌ها

ایچیگو کوروساکیروکیا کوچیکیاوریهیمه اینوئهاوریو ایشیداسادو یاستورارنجی آباراکنپاچی زاراکیبیاکویا کوچیکیسوسوکه آیزنجین ایچیماروتوشیرو هیتسوگایا

سایر

شینیگامیوایزاردآرانکاراسپادازانپاکتو