الفهای خون
از دانشنامهی علمی-تخیلی و فانتزی
| | |
| الفهای خون به احترام مردگانشان | |
|---|---|
| گروه/وابستگی | |
| پایتخت | |
| رهبر | |
| مرکب | |
| سرزمین مادری | سیلورمون
|
| زبان اصلی | تالاسین |
| زبان عامیانه | دارناسین، دارون، ارودان، گابلین، کالیماگ، کالیمدوران، ارکیش، ناژا |
| میانگین قد | ۱.۶-۱.۸ متر / ۵-۶ پا |
الفهای خون یا سیندوری جزو نژادهای جهان هنر نبرد هستند.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تاریخچه
الفهای خون، بخشی از بقایای الفهای والامقام هستند. بازماندگان ویرانههای کوئلتالاس که توسط غضب نابود شد. آنها به خاطر یادآوری برادران کشته شدهشان، خود را الفهای خون نامیدند. در آغاز آنها به اتحاد روبه زوال لردران وفادار بودند و در ناحیهای تحت فرماندهی انسانی نژاد پرست به نام مارشال کبیر گریتوس کسی که تمام نژادهای غیرانسانی را تحقیر میکرد بودند. به رغم شایستگی فراوان فرماندهشان پرنس کیلتاس ساناسترایدر، گیرتوس الفهای خون را به چشم قربانی نگاه میکرد و به کرات آنها را به ماموریتهای غیرممکن میفرستاد، به آنها دستور میداد که در مقابل نیروهای عظیم نامردگان مقاومت کرده و آنها را بدون کمکی از نیروی انسانها یا دورفها به عقب برانند. گیرتوس امید داشت با این کار نسل الفهای خون را به طور کلی و هنگامی که در حال نبرد با نیروهای اصلی ارتش غضب هستند نابود کند. در حین انجام یک چنین جنگ نا امیدکنندهای بر علیه نامردگان در نزدیکی دالاران، کیل تاس ناامید اتفاقی به ناگاها، نژادی مارماهی از نسل الفهای شب و سرکردهی آنها ساحره دریا بانو واش برخورد. واش به کیل پیشنهاد یاری کرد و به او پیشنهاد کرد تا از اتحاد متلاشی شده جدا شود. ابتدا کیل این پیشنهاد را رد کرد اما سرانجام مجبور شد تا پیشنهاد واش برای پیروزی در جنگ و نجات مردمش را بپذیرد. گیرتوس به این حیله پی برد و از این اقدام آنها برای نابود کردن آنها استفاده کرد. کیل بهمراه برادرانش به سوی سیاهچالهای زیرزمینی دالاران برای اجرای حکم اعدامشان برده شدند. شب قبل از اجرای حکم، بهر صورتی که بود کیل توسط واش نجات یافت. او از طریق فاضلاب وارد سیاه چال شد آنها با هم مردمان کیل را از زندانها آزاد کردند. و از طریق دروازهای جادویی همانند دروازه ا که کلتوزاد برای آمدن آرکیماند به آزروت باز کرده بود از آنجا فرار کردند. و در سرزمینی تکه تکه شدهی اوتلند، که همان سرزمین مادری ارکها درانور بود، فرود آمدند. اینجا بود که کیل حقیقت تکان دهندهای را برای واش همچون ناگاها بازگو کرد. کیل و مردمش به طور سیری ناپذیری به سحر و جادو معتاد شده بودند . الفهای والامقام قرنها نیرویشان را از چشمه خورشید عرفانی در کوئلتالاس دریافت کرده بودند. اما فقط در برابر غضب از آن یکبار استفاده کرده بودند. آنها بدون هیچ لوحی برای حفظ اطلاعات محرمانه شان آنجا را ترک کرد بودند. واش به او قول داد تا راه حلی برای او مردمش زمانی که رهبرش شکارچی دیو مرتد که اکنون نیمی از او دیو بود یعنی ایلیدن استورمریج را بیابند پیدا کند.
- سه روز در حال حرکت در اوتلند بودند، آنها استحکاماتی متعلق به الفهای شب یافتند که ایلیدن در آنجا توسط رئیس زندان مایو سایهآواز اسیر شده بود. او بی رحمانه ایلیدن را بعد خروج از کالیمدور شکار کرده بود. نیروهای الفهای خون و ناگا ایلیدن را از دست الفهای شبی که او را به اسارت گرفته بودند نجات دادند.
ایلیدن وقتی آزاد شد به کیل گفت که نمیتواند اعتیاد مردمش را بهبود بخشد اما میتواند آن را تغذیه کند و قول جادویی کافی را برای الفهای خون از منابع اهریمنی داد. تا انها را متقاعد کند که اگر آنها به او در حمله به اوتلند به او کمک کنند این جهان شکسته سرزمین جدید الفهای خون خواهد شد و جزیره امنی برای ایلیدن و ناگاهایش بعد از شکست احتمالی در نابودی سریر یخی خواهد بود. الفهای خون قول مساعدت در حمله به نرثرند را نیز به آنها دادند زمانی زود آنها میتوانستند به کمک الفهای شبی که تحت کنترل مایو و ملفیوریون استورمریج در دالاران هستند بروند و با طلسمی که ایلیدن برای ذوب کردن یخچالهای نرثرند، شمالی ترین استحکامات غضب بکار میبرد قاره را از هم بپاشند. بدون هیچ گزینهای، کیل و مردمش به وفارادیشان سوگند خوردند تا ایلیدن را به امید زنده ماندشان یاری دهند. ایلیدن چگونگی دریافت جادو از دیوها را به کیل و الفهای خون آموخت تا اعتیاد آنها را ارضا کند. ایلیدن، الفهای خون و ناگاها پس از آزادسازی شکستههای درنآی، باقی مانده نژاد اردارهای تبعیدی را که توسط دیوها و شکارچیان درهم کوبیده شده بودند و تقریبا در حال نابودی توسط ارکهای فل تحت فرماندهی مگثریدن پیت لرد بودند. کسی که بعد از بسته شدن دروازه سیاه اوتلند را رهبری میکرد. پس از بسته شدن دروازههای بعدی مگثریدن دیوها را از مارپیچ زیرین برای تقویت نیروهایش احضار میکرد. سه سرکرده، توسط درنآیهای تحت امر غیب گوی ارشد آکاما به ایلیدن پیوستند، او استحکامات مگثریدن «معبد سیاه» را به شدت مورد حمله قرار داد و توسط نیروهایش آن را تصرف کرد. دقایقی پس از سقوط معبد، کیل جیدن آخرین لرد شیطان لژیون سوزان و سرور جدید ایلیدن ظاهر شد. باخشم فراوان به ایلیدن دستور داد تا هرچه سریعتر سریر یخی را نابود کند. کیل جیدن میدانست که ایلیدن به حد کافی نادان هست که تلاش کند از دست او در اوتلند پنهان شود. ایلیدن ادعا کرد که به اوتلند برای تقویت نیروهایش آمدهاست. کیل جیدن به ایلیدن وعده نیروهای جدید و آخرین شانس را به او داد. تحت رهبری ایلیدن، الفهای خون و ناگاها به نرثرند سفر کردند، جایی که در نهایت ماموریت آنها برای نابودی سریر یخی ناکام ماند و توسط آرتاس و نامردگان غضب شکست خوردند. الفهای خون و ناگاهای واش با ایلیدن به اوتلند جایی که در آنجا اقامت گاه دائم برقرار کرده بودند عقب نشینی کردند. الفهای خون باقی مانده در ازروت بیشتر جنگلهای کوئلتالاس را بازسازی کرده بودند. آنها با هورد متحد شده بودند شاید هورد به آنها کمک کند تا راهی برای رفتن به اوتلند پیدا کنند جایی که آنها میتوانستند با رهبرشان پرنس کیل تاس متحد شوند و به رویای طلاییای که به آنها قول داده بود دست یابند.
[ویرایش] تمدن و فرهنگ
از الفهای والامقامی که از حمله نامردگان در کوئلتالاس جان سالم به در برده بودند اکثریت آنها الفهای خون شدند. الفهای خون لباسهایی به رنگ قرمز و سیاه میپوشند و سبک مو هایشان شباهت به الفهای والامقام دارد. شکل جادویی الفبای آنها و خالکوبیهای بروی بدنشان به شکل دشمنها یا نگاههای خشمناک است. بسیاری از جادوهای سنتی آنها فراموش شدهاست و در عوض اهرم جادوهای سیاه از آنسوی قلمروی خود را دارا هستند. بسیاری از الفهای خون طلسم شکن هستند و میتوانند قدرتهای جادویی را از دیگر طلسمگرها بربایند و زیر سلطه خود در آورند. بسیاری از آنها شکارچیان دیو شدند. الفهای خون در جادوهایی که بکار میبردند افراط میکردند و در اطراف سرزمین زیبایشان در نشان دادن جادو بسیار کم احتیاط بودند. بعضی از الفهای خون هنوز راه اجداد خود را همچون پاسبان حفظ کردهاند. تعداد زیادی از آنها جادوهایشان را در کارهایی که دوست داشتند بکار میبردند. بعضیها در نور مقدس خلقت همچون منبعی از انرژی دست کاری کردند. و از آن بعنوان ابزاری برای انتقام استفاده کردند. گرسنگی آنها برای جادو آنچنان شدید بود که به آن اعتیاد پیدا کرده بودند. نخستین مظهر فرهنگ الفهای خون اعتیادشان به جادو قبل از بکاربردن آن بود. الفهای بدشانس کسانی بودند که تسلیم اعتیاد شان شدند و آنها را به نام «طرد شده گان»میشناسیم. گرچه الفهای خون و الفهای والامقام سابق در اصل از یک نژاد بودهاند، تنها تفاوتی ساده را میان این دو میتوان متذکر شد. بخاطر جاری شدن نیروهای شیطانی توسط رگههایی از الفهای خون است. آنها چشمان سبز بر افروختهای داشتند. که هرکدام نشان دهنده فساد شیطانیشان است. حدسهایی زده شده که الفهای خون سرانجام حالت فزیکی بدنشان بر اثر استفاده بیش از حد از جادو تغییر خواهد کرد. شبیه راهی که ناگاها و استایر رفتند و توسط نیروهای بکار برده توسط خودشان فاسد شدند، این احتمال خیلی ضعیف است زیرا علت آن این است که تعداد کمی از الفهای والامقام هنوز به اتحاد خدمت میکنند. و حق دارند به مدت زیادی زندگی خود را بدون استفاده از قدرتهای جادوئیشان سپری کنند. در نتیجه این، تعداد کمی از بازماندگان الفهای والامقام هستند که هنوز به الفهای خون که بطور قطعی توسط دیوانگیشان رانده شدند و مردند تغییر پیدا نکردهاند. محتمل است که اگر یک الف والامقام اعتیاد پوستش را تغزیه کند ممکن است به رنگ برنزه طبیعی با چشمان بر افروخته آبی در آید. الفهای خون در عوض چشمانی آبی چشمانی سبز دارند بخاطر اینکه منابع جادوی سیاه را دریافت میکنند که منجر به تبدیل شدن به شکل دیوها میشود تا اینکه چشمه خورشید یا بقیه منابع جادویی الفهای والامقام مورد استفاده قرار گیرد .
[ویرایش] اعتیاد به جادو
بخاطر بی احتیاطیهایی که در هدایت جادوی بزرگ محرمانه کردند، الفهای والامقام آن را در زمان اوج قدرت امپراطوریشان بکاربردند، الفهای والا مقام تشنگی سیری ناپذیری برای توسعه سحر و جادو داشتند؛ این اعتیاد اگر تغذیه نمیشد عاقبت به دیوانگی و نهایتا به مرگ ختم میشد. منبع قبلی که این عطش را سیراب میکرد چشمه خورشید محبوبشان بود. این چشمه جادویی بزرگ بروی دایره قدرت ساخته شده بود. چشمه خورشید یکی از منابع جادویی بسیار قدرتمند در تمام ازروت بود. نیروهای جادویی از آن متشعشع میشد که پیشتر الفهای والا مقام را با نیروهای جادویی غیر قابل باور تغذیه میکرد. در یک روز وحشتناک الفهای والا مقام را از منبع محرمانه قدرت جدا کردند و در نتیجه آنها این هتک حرمت را تحمل کردند و در تاریکی فرو رفتند. در تاریک ترین لحظههای الفهای والا مقام، کیل تاس ساناسترایدر، آخرین خط نژاد سلطنتی از بین رفته از آخرین باقی مانده گان الفهای والا مقام، آنها را به افتخار منابع جادوئیشان الفهای خون نام گذاری کرد. تغذیه از آنها باعث میشد موقتا خود را محافظت کنند. بعد از اینکه الفهای خون به ایلیدن و ناگا پیوستند. به آنها نیروهای قدرتمند جادوی شیطانی اعطا شد که نه تنها آنها را حفظ میکرد. بلکه بخوبی أنها را تقویت میکرد. اکنون آنها از این که در منابع قدرتهای تاریک و بازیابی بیشتر تواناییهای قدیمشان مسرور بودند. بسیار بی پروا تر از گذشته الفهای خون از هیچ چیزی برای بدست آوردن قدرت، بدون توجه به پیامد آن چشم پوشی نکردند. زمانی که جادوی سیاه را فرا گرفتند میدانستند که استفاده کردن از آن برای تقویت شدنشان کافی است، الفهای خون همیشه بدنبال راههایی برای سرعت بخشیدن به افزایش قدرت خودشان بودند و در استفاده بی رحمانه از هر جادویی بروی مخلوقات تردید نمیکردند. تغذیه از این منابع تا زمانی که یک پوسته باقی میماند ادامه مییافت و آن را عاری از هر نوع زندگی میکرد. عطش آنها برای جادو شاید در بازی جهاد سوزان مشهود باشد.
[ویرایش] در ازروت
الفهای خون اصولا شرور نیستند. هرچند که ممکن است منفور، بیاحتیاط و متکبر دیده شوند. بیشتر شبیه جدا شدهگان هستند، نژادی هستند که رنج و سختی فراوانی را در دوره اخیر تحمل کردهاند. بارها تدابیری برای پیداکردن جایگاه خود در زندگی به اجرا در آوردند و هربار شکست خوردند. این اقدامات نامتعارفشان باعث شد که دشمنان و منتقدین زیادی برای خود بتراشند. الفهای خون با فراموش شدهگان دوستی بسیار کمی داشتند. همچون یک الف والامقام سیلوانس بادپا نامردگان بی عقل را فرماندهی میکرد و تلاش میکرد تا جایگاهی برای مردمش در ازروت بیاب . ارکها، فرمان بَردار جادوی ورلاک و فساد شیطانی خودشان بودند، آنها مواظب متحدین جدیدشان بودند اما برای آنها شکی سودرسان بهمراه امیدی برای رستگاریشان بود.(این همان استدلال ترال بود که اجازه داد فراموش شدگان در هورد پذیرفته شوند). تائورنها، گرچه بخاطر اعتیاد جادویی الفهای خون ترسیده بودند. در دیدگاه ارک سهم داشتند. ترولهای تیره نیش، به رغم نفرتی که از الفها داشتند. به ترال وفادار ماندند. الفهای خون در راه پیشرفت هیچ وابستگی با منقطع یا ناگا نداشتند بخاطر اینکه آنها هنوز به نیروهای کیل تاس در اوتلند نپیوسته بودند. آنها عقبتر بودند، تا به دیگران راه رسیدن به رهبرشان کیل تاس را نشان دهند. در ادامه آنها خواستار بازسازی جایگاه قدرت پیشین خود پایتخت باستانیشان : کوئلتالاس شدند. هورد در پذیرش الفهای خون مردد بود. در مقایسه با اتحاد، که آشکارا آنها را نپذیرفت. انسانها، دورفها و گنومها اتحاد خود را با متحدین پیشین خود، همچون خائنینی به آرمانشان رد کردند، زمانی که تعداد کمی از الفهای والامقام باقی مانده بودند آنها را هم به چشم نفرت و هم به چشم ترحم نگاه میکردند. بدتر از رفتار بد همه آنها، رفتار الفهای شب بود. کسانی که الفهای خون را بهسان موجوداتی بسیار خطرناک برای زنده مانده میدانستند.
[ویرایش] نور مقدس و الفهای خون
علارقم این حقیقت که اکثریت الفهای خون اعتقادات خود به نور را بعد از نابودی کوئلتالاس از دست داده بودند. آنها راه جدیدی برای مهار قدرت الهی بدون نیاز به سالها آموزش سخت و طاقت فرسا و ایمان داشتن به نور پیدا کردند. بطور عادی به استعداد خدادادی وابسته بود. نور مقدس فقط یک موهبت برای محافظت از جان، عدالت، حقیقت و درستی نبود. قدرتی جادویی بود و قدرتی این چنین میتوانست سرقت شود، مهار شود و به عنوان اسلحهای برای مقاصد غرض ورزانه استفاده شود. معمولا این قدرت الهی فقط به پیروان درستکار و وفادار به نور کمک میکرد. کسانی که شفا بخش بودند، نجات میدادند و قربانی کردن جان خودشان برای نجات جان دیگران بود. الفهای خون از چیزهای بسیاری نفرت داشتند. که این یکی از عیوب آنها بود و در عوض اکنون راه سرقت از این جادو را برای اهداف پیچیده خود یافته بودند. آنها موفق شدند از نور بوسیله اهرم نیروها از یک نارو تسخیر شده استفاده کنند. موجودی که میتوانست بهترین توصیف را از نور برای خودش داشته باشد. با استفاده نیروهای تاریک، الفهای خون قادر به دعا کردن مردمشان با قدرت گرفته شده از نارو شدند و به آنها این توانایی را میداد که تبدیل به پالادین شوند. زمانیکه این الفهای خون پالادین، که بعضی اوقات شوالیههای خون نامیده میشدند، داری تواناییهایی همانند پالادینهای اتحاد میشدند. قدرتهای تاریکتر آنها باعث میشد تا قدرتهای منحصر بفردی داشته باشند.
[ویرایش] منبع
شوالیههای خون - بازیابی شده توسط بلیزاد در تاریخ ۰۸-۰۸-۲۰۰۶
[ویرایش] لینکهای خارجی
الفهای خون در WoWWiki ، ویکی پدیای جهان هنر نبرد
داستان اصلی الفهای خون پالادین
| نژادهای حاضر در جهان وارکرفت | |
|---|---|
| اتحاد | انسان | الفهای شب | گنوم | دورف | درنآی |
| هورد | اورک | ترول | تائورن | الفهای خون | جداشدهگان |
| غضب | نامردگان، نروبین | لیچ |
| ایلیداری | ناگا |
| لژیون سوزان | ناترزیم | توترزیم | اردار | آنیهیلان |
| اژدهایان | اژدهایان قرمز | اژدهایان سبز | اژدهایان آبی | اژدهایان سیاه |

